ای مه برج معدلت پرده زچهره برفكن
بیا بنگر بر دل غم دیده که لیلی ندیده زغم چه کشیده دراین عالم یک دم بنگرحال زار مرا بی قرار مرا ای تمام امیدم چو صبح سپیدم زنرگس چشمت ببین چه کشیدم بیا بنگر حال زار مرا بی قرار مرا ای تمام امیدم چو صبح سپیدم زنرگس چشمت ببین چه کشیدم یا ابا صالح مددی بی تو ای صاحب زمان بی قرارم هر زمان از غم هجر تو من دل خسته ام همچو مرغی بال و پر بشکسته ام
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:45 توسط علی حسین پور
|
گویند در تورات در ستایش علی ،از وی به نام ایلیا یاد شده است پس نام ایلیا را برگزیدم تا علی و آل علی را به بلندای تاریخ ستوده باشم . به امید دیدن روی یوسف گمگشته ...